العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

193

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

107 - و از همان ( آن را در خصال نيافتيم و گويا اشتباه مصنف است و از علل است - 238 از پاورقى 248 ) بسندى از عطيه كه نام مأبون را نزد امام ششم عليه السّلام بردم ، فرمود : خدا كسى را كه در او خيرى داند بدين بلا مبتلا نكند ، در دبر آنان رحمى است وارونه مانند رحم زنها ، و شريك آنها شده پسرى از ابليس بنام زوال و هر مرد كه از شركت با او باشد مأبون گردد و هر زن كه از او باشد هر جايى شود . در كافى - 5 : 549 فروع - بسندى مانندش آمده . 108 - در علل - 2 : 264 - : بسندى از امام ششم عليه السّلام كه چون ولى خدا زاده شود ابليس برآيد و جيغى كشد كه شياطين او در هراس افتند و به او گويند اى آقاى ما تو را چه شد كه چنين جيغ كشيدى ؟ پاسخ گويد : ولىّ خدا زاده شد ، گويند به تو چه ؟ گويد اگر بماند تا ببلوغ رسد خدا به دو مردمى را بسيار رهنمائى كند ، به او گويند بما اجازه نميدهى او را بكشيم ؟ گويد : نه ، گويند چرا با اينكه بدخواه او باشى ؟ گويد : براى اينكه ما بوجود اولياء اللَّه بمانيم و اگر در زمين امامى نباشد البته رستاخيز بر پا شود و ما بدوزخ رويم و چرا براى دوزخ شتاب كنيم . 109 - در قصص راوندى : بسندى تا جميل بن دراج كه از امام ششم عليه السّلام پرسيدم آيا ابليس فرشته بود يا پرى ؟ فرمود : فرشته‌ها او را از خود ميدانستند و خدا ميدانست كه از آنها نيست ، و چون سجودش فرمود : از او شد آنچه شد . 110 - و از همان : باسناد از امام صادق عليه السّلام كه خدا ابليس را به سجده بر آدم فرمان داد و او گفت بار پروردگارا اگرم از سجده بر آدم معاف كنى از تو پرستشى كنم ، كه هر كسى مانند آن را نكرده ، خدا فرمود : من ميخواهم فرمانم برند از راهى كه خود ميخواهم . 111 - و از همان : بسندى تا امام ششم عليه السّلام كه خر را آورد سوار كشتى